سخن سردبیر

 

 

شماره 4 _  بهار 1396

خانه‌هاي ما ايرانيان در دوران نه چندان دور ابعاد گوناگوني از زندگي را دربرمي‌گرفته تا آن‌جا که “خانه” به عنوان يک مفهوم معماري، در ساختار اصلي کلمه‌ي خانواده (خانه + واده) به عنوان يك مفهوم اصلي زندگي نقش ايفا مي كرده و مي كند.

حياط از اصلي‌ترين بخش‌ها در معماري خانه‌هاي ايراني است که نه تنها فعاليت‌هاي متنوعي را در ارتباط بين فضاي بيروني و دروني برقرار مي‌كند؛ بلکه ارتباطي است بي نهايت با جهان هستي براي ساكنانش.

امروزه مفهوم خانه‌ها در تقليل‌يافته‌ترين شکلشان و صِرف تأمين نيازهاي فيزيکي و عقلاني استفاده‌کننده‌هايشان تعريف مي‌شوند و مسکن از مقام آرامگاه جسم و جان به قفسي براي بقا و تداوم روزمرگي تقليل يافته است .

اين تنزل ممكن است به واسطه‌ي تأثير انقلاب صنعتي و تبادلات فرهنگي با جهان غرب از طريق بشکه‌هاي نفتي و با سرعت بسيار زيادي در نيم‌قرن گذشته اتفاق افتاده باشد و احتمال مي رود با تأثيرات انقلاب اطلاعاتي عصر حاضر روي نسل جديد معماري شاهد ارتقا اين وضعيت باشيم.

امروزه گروه‌هاي اجتماعي مختلفي در ايران پديد آمده‌اند که به دنبال ايجاد خانه‌ي دومي در حومه‌ي شهرها مي‌گردند. اما نه اين‌که آن را چشم‌اندازي براي تفريح و تفرج مي‌بينند؛ بلکه آن را مکاني خاطره‌انگيز مي‌خواهند که با گذشته‌ي روستايي خرده مالکي و اموال موروثي‌شان در ارتباط است و يا در جستجوي ميراث تمدن شهري و روستايي هستند که خود را موظف به حفظ و احياي ارزش هاي نهفته و فراموش‌شده آن‌ها مي‌دانند.