سخن سردبیر

 شماره 3 _ زمستان 1395

سردرگمی انسان امروز در حل معضلات فردی و اجتماعی ناشی از زندگی در شهرهای بزرگ، هر روز شرایط را به نحوی پیچیده‌تر می‌کند که او (انسان) هرچه بر تلاش، مرتبه و ثروت خود می‌افزاید، خود را در آرامش، سلامت و امنیت کمتری می‌یابد. 
معماری هم از این روایت مستثنی نیست. هرچه امکانات در زمینه‌ی نرم‌افزارهای طراحی، تولید مصالح و تکنولوژی ساخت بیشتر می‌شود، معماری از حل مسائل پایداری، اقتصاد و انرژی غافل‌تر می‌ماند.
اما شهر تهران علاوه بر این غفلت، مشکل بزرگتری دارد. افزایش بی‌رویه‌ی ساخت‌وساز شهری، بی‌اطلاعی دستگاه‌های نظارتی نسبت به ضوابط و کُدهای ساختمانی و افزون بر آن‌ها، ناآگاهی از مسوولیت و نقش حیاتی معمار در این جریان، استعدادهای فراوانی را به سمت اپراتوری سوق داده است.
در شرایطی که ویلاها عرصه‌ی آزادتری برای بروز خلاقیت معماران هستند؛ می‌توان ایده‌های خلاقانه‌ای برای احیای شهر به کمارفته‌ی تهران تصور کرد. فرضیه‌هایی چون ویلاآپارتمان، ویلاباغ، کافه‌ویلا، ویلارستوران، ویلاموزه، ویلاگالری، ویلاآفیس که محکوم به تکرار دانش محدود دستگاه‌های مدیریت شهری نباشند.