علی کرمانیان

 علی کرمانیان، به عنوان یک معمار و فعال اجتماعی در زمینه ی ارتقا حرفه ای وضعیت کنونی معماری در کشورمان، ساختمان ویلایی را به دور از چارچوب های مرسوم ذهنی و از منظری گسترده تر تعریف می نماید.
از نظر او، این "کیفیت فضایی" است که عنصر تعریف کننده ی مکان بوده و نه لزوما محل قرارگیری و یا کاربری. بنابراین، این کیفیت فضایی است که منجر می شود یک فضای خشک اداری به دلچسبی یک ویلای ییلاقی باشد و یا یک ویلای ییلاقی حس و حال یک گالری را القا نماید.
"کیفیت فضایی، بالاترین حوزه ی تحت تصرف انسان است" و چه بنایی بهتر از یک ویلا می تواند پتانسیل های لازم برای تمرین خلق کیفیت های والای فضایی را برای معماران و طراحان فراهم آورد؟

_ تابستان1395_

ویلا: به نظر شما چه بنایی ویلا نامیده می شود؟

معمار: تا جایی که من می دانم، در معماری یک ساختمان مستقل مسکونی را ویلا می نامیم. منظور از مستقل، آزاد از محیط و دارای فرم مشخص است. چنین بنایی با جهت های جغرافیایی و اتفاقات طبیعی اطراف تعامل دارد و به نسبت آفتاب جنوب، باد غرب و سایر عوامل تاثیرگذار اقلیمی، طراحی می شود.

 

ویلا: چنین ساختمانی الزاما دور از هیاهوی شهر تعریف می شود؟

معمار: نه لزوما، در خیلی از شهرهای جهان زون های تعریف شده ی ویلایی موجود است.

 

ویلا: از نظر شما ویلا خانه ی اول است یا دوم؟

معمار: بر چه اساسی خانه ی دوم را تعریف می کنید؟ هستند افرادی که هرچقدر هم ثروتمند باشند حاضر نیستند داخل یک ویلا زندگی کنند. شاید این موضوع به دلایل امنیتی، دشوار بودن اداره ی یک ویلا یا عوامل دیگر باشد. اما کیفیت فضایی ویلا، یک کیفیت فضایی مطلوب است. در شهرها خانه ها روز به روز کوچک تر شده و تراکم ساخت هر روز افزایش می یابد. بنابراین فضای تحت تملک هر انسان به نسبت گذشته کم تر شده است. در هر صورت بالاترین کیفیتی که هر انسان می تواند مالک آن باشد، یک فضای تعریف شده است.

 

ویلا: پس به نوعی ویلا تجلی بهشت گمشده ی هر انسان است.

معمار: بیایید به گذشته، مثلا به قرون وسطی بازگردیم. در آن زمان به دلیل محدود بودن امکانات ساخت و ساز، فضای زندگی مردم کوچک و محدود بود. مصالح به صورت محلی تهیه می شد و هر خانه با توجه به اقلیم آن، مثلا اقلیم کوهستانی با سنگ و اقلیم کویری با خاک، ساخته می شد. اما پادشاه یا حاکم برای خود قصر بزرگی از بهترین مصالح موجود می ساخت و محل زندگی خود را در بهترین زمین شهر قرار می داد. بنابراین بهترین زمین و موقعیت و کیفیت ساخت، در دست فرد ثروتمندی مثل پادشاه یا حکومت بوده است. دیدگاه بشر همچنان همان دیدگاه است. بشر در صورت داشتن امکانات، ذاتا به دنبال تصاحب فضایی بزرگ تر و با کیفیت تر است.

 

ویلا: بنابراین در ویلاسازی صنعت ساخت و ساز در درجه ی دوم اهمیت بوده و خواسته ی دل انسان مطرح می شود.

معمار: خواسه ی دل و میل بازگشت به طبیعت و اتفاقا نکته ی بسیار مهم در ساخت ویلا به عنوان شی مستقل و در عین حال مرتبط با اطراف، طبیعت و زمینه ی اطراف آن است. در واقع زمینه ی ویلا از خود ویلا با اهمیت تر است. تعریف ویلا با زمین اطراف آن صورت می گیرد و بدون این زمینه و محیط تعریف ویلا امکان ندارد. امروزه، آدم ها از شهرهای بزرگ و شلوغی مثل تهران فرار می کنند و به جایی مانند دماوند، شمشک و محمدآباد پناه می برند تا در ویلا زندگی کنند و طبیعت را به دست آورند. اما همین فرد در زمین ۱۰۰۰ متری، ۲۰۰۰ متر ساخت و ساز می کند! در صورتی که زمینه، باغچه و محیط اطراف است که آسایشی که دنبال آن هستیم را تامین می کند. متاسفانه تناسبات انسانی را از معمار قبول نمی کنند، بلکه از روی قوانین تعریف شده برای تراکم ساخت آن را می سنجند. البته خوشبختانه در حال حاضر قوانینی جهت بهبود این وضعیت ایجاد شده است، اما همه خلاف آن عمل می کنند تا حرص و طمع خود را در جهت هرچه بزرگ تر شدن ساختمان پاسخ دهند و صرفا جریمه ی تخطی از این قوانین را می پردازند. بنابراین این موضوع به یک عادت اشتباه ذهنی تبدیل شده و همه فکر می کنند حتی زمانی که به دل طبیعت پناه می برند باید یک خانه ی بسیار بزرگ برای خود بسازند. در حالیکه پناه بردن به طبیعت در جهت تملک خود طبیعت و زمینه ی طبیعی اطراف است.

 

ویلا: از فعالیت هایی که شما به خاطر آن در میان معماران شهرت دارید، تلاش در جهت ارتقا حرفه ای وضعیت جامعه ی معماران است. امروزه محدودیت های ساخت و ساز شهری به صورت قوانین عمرانی ۶۰%، باعث بسته شدن دست معماران در طراحی خلاقانه، و روی آوردن آنها به نماسازی شده است. شما تا چه میزان ویلاسازی را برای یک معمار جوان، جهت اثبات توانایی های خود، با اهمیت می دانید؟

معمار: بنده شک ندارم که ویلا یکی از با پتانسیل ترین نوع ساختمان برای هر معمار، چه جوان و چه با تجربه است. چراکه چنین بنایی می تواند در رساندن مفاهیم نظری و فکری یک معمار نقش بسیار مهمی داشته باشد. خیلی از معماران معروف هم ابتدا به همین صورت مطرح شده اند. مثلا رابرت ونتوری اولین بار هنگام مطرح کردن ایده های خود، خانه ای که برای مادرش ساخته را مثال می زند یا پیتر آیزنمن با ساخت خانه ها خود به شهرت می رسد. از ویژگی های معماری ایرانی هم چهار صفه ای است که در خانه های ایرانی مطرح می شود. شما تایپولوژی بهتری برای معماری ایرانی سراغ دارید؟ برای ویلا و برای مسکن است که این تایپولوژی را داریم. بنابراین اهمین این نوع ساختمان، در نشان دادن مبانی فکری معمار آن است. چرا که دست معمار در طراحی چنین بنایی بسیار باز بوده و به نوعی سلیقه و دانش او به نمایش گذاشته می شود. در نتیجه بیشترین پتانسیل در تایپولوژی ساختمانی، در ساختمان ها ویلایی نمود می یابد.

 

ویلا: در گذشته معمولا ویلاها به صورت فصلی و به صورت ییلاقی و قشلاقی ساخته می شدند و مباحث انرژی و جغرافیا در آنها نمود بیشتری داشت. امروزه به دلیل پیشرفت تکنولوژی، امکاناتی فراهم شده تا بتوان ویلاهای چهار فصلی ساخت. شما با کدام نگرش در ساخت بیشتر موافق هستید؟

معمار: شکل اولیه ی ساخت و ساز و توجه به محیط قطعا بهتر است. اما شرایط فعلی عمل کردن به شکل دوم را ایجاب می کند. گرچه هنوز هستند افرادی که بسیار ثروتمند باشند و ویلاهای سردسیری و گرمسیری خود را داشته باشند. در هر صورت تکنولوژی باعث شده تا انسان به اندازه ی سابق از نکته ها و پتانسیل های طبیعی که می توانند به معماری بنا کمک کنند، استفاده نکرده و با تکیه بر برق و سای انرژی های غیر طبیعی به ساخت و ساز بپردازد. به عنوان مثال، در تایپولوژی ویلاهای کوهستانی، دیوارهای ضخیم تر و پنجره های کوچک تر برای حفظ گرمای فضا به کار می روند. اگر بررسی کنید، تمام خانه های قدیمی در این مناطق، با همین ویژگی ها ساخته می شوند. اما امروزه آدم ها حتی در مناطق سردسیر هم به پنجره های سرتاسری وسیع علاقه مند هستند. بنابراین تکنولوژی، معیارهای ارزشی انسان ها را نیز تغییر داده است. اگر چنین تکنولوژی ساخت یک دیوار ۱۰ متری شیشه ای را در اختیار نداشتیم و یا نمی توانستیم با هر ترفندی فضای داخل ساختمان را گرم کنیم، چنین معیارهای ارزشی هم در ساخت و ساز به وجود نمی آمد.

 

ویلا: نظر شما راجع به مفاهیمی مانند ویلا آپارتمان یا ویلا شهر چیست؟

معمار: می توان سعی کرد تا چنین بناهایی ساخته شوند ولی بنده در جایگاه ارزش گذاری نیستم. برای شخص بنده چنین ساختمان هایی جذاب هستند و افرادی را می شناسم که به طور جدی این مفهوم را در ایران مطرح کرده باشند. بنده هم در خیابان فرشته در سال ۱۳۷۲، پروژه ای از این دست را برای مرحوم فتحی طراحی کردم اما متاسفانه ایشان فوت کردند . این پروژه هیچوقت ساخته نشد. در آن زمان، مانند الان هنوز انقدر برج ها همه جا را اشغال نکرده بودند. اگر منظور شما از ویلا آپارتمان، چنین ساختمان هایی است که به اجبار قوانین تراکم شهری، به تامین کیفیت فضایی در ارتفاع می پردازند، من به شخصه بسیار با ساخت چنین بناهایی موافق هستم.

 

ویلا: نقش مشاوران املاک را در گرفتن فرصت های شغلی از معماران تا چه میزان موثر می دانید؟ آیا بین این دو گروه می تواند تعاملی وجود داشته باشد؟

معمار: سال ها پیش، گروهی از معماران مطرح را به خانه ی خودم دعوت کردم و از آنها خواستم که سلسله جلسات آموزشی برای مشاوران املاک برگزار کنیم. اما خب تقریب همه مخالفت کردند و به خوبی به یاد دارم که یکی دو نفر از آنها حتی بسیار عصبانی شدند و حرف آنها این بود که شما قصد دارید جامعه ی معماران را در حد مشاوران املاک پایین بیاورید!

 

ویلا: پس در واقع موافق هستید که این مجله هم در آرشیو شما باشد و هم روی میز مشاوران املاک قرار گیرد؟

معمار: چرا که نه؟ هرچیزی که منجر به ارتقا کیفی شود، قطعا خوب است. در حال حاضر بسیاری از افرادی که در این حوزه فعالیت می کنند، جوان های بسیار فهمیده و با استعادی هستند و کاملا آگاهانه مجبور هستند تا نوعی از معماری که شاید خود هم مخالف آن باشند، به مردم عرضه و تبلیغ نمایند. قطعا چنین تعاملی میان معماران و مشاوران املاک و همچنین آموزش آنها می تواند در ارتقا کیفیت معماری ما و بهبود بازار کار آن بسیار موثر باشد.

 

ویلا: بنابراین نام ویلا می تواند به عنوان یک عبارت مشترک، باعث تعامل میان جامعه ی معماران، مشاوران املاک و عامه ی مردم شود.

معمار: قطعا... و ما هنوز هم معادل فارسی برای کلمه ی ویلا نداریم، چرا که خانه داای مفهوم عام تر و کلی تری است.

 

ویلا: در انتها آیا پیشنهادی جهت بهبود کار ما دارید؟

معمار: بنده خود را در جایگاه نصیحت نمی بینم اما مساله ی مهمی که به ذهنم م رسد، علاقه مند بودن و حفظ علاقه به مساله ای که مطرح کرده اید است. همیشه علاقه مند بودن به موضوع به آدم انرژی می دهد. مطمئن باشید در کار خود با سرخوردگی های زیادی مواجه می شوید اما اجازه ندهید این سرخوردگی ها منجر به از بین رفتن علاقه ی شما شود. درگیر حاشیه ها نشوید و به هدف مشخص خودتان بپردازید، با علاقه و انرژی کار کنید و انتقاد پذیر باشید.